اين‌جا كه هستم، همه چيز را باور دارم؛ 

هم درمان دردهاي جواب شده را، هم مرهم اميدهاي زخم خورده را، هم كرامت بر زيردستان و هم مهرباني را.

حس خوب اين‌كه مرا مي‌شنوي، آرامم مي‌كند و كنارت به خود مي‌بالم از تنگدستي‌ام، كه هستي و من چقدر خوشبخت و خشنودم.

رضاي خراسان!  مرا به رضايت از اين همه درد و اندوه مأنوس كن.

با خودم فكر مي‌كنم آيا مي‌شود كسي تو را ببيند و هر روز مقابلت بايستد و دست بر سينه صلواتت را زمزمه كند و باز هم نااميد باشد؟!

خيلي وقت است كه همه بي‌حوصله‌ايم و خسته، خيلي وقت است تمام تلاشمان براي زندگي به هدر مي‌رود.

انگار هرچه مي‌كنيم و پيش مي‌رويم و مي‌خواهيم، نمي‌شود...

 نه به دردهايمان خو مي‌گيريم و نه درمان مي‌شود؛ نه آرام مي‌شويم و نه اميدوار...

خيلي وقت است دلمان هواي كسي را دارد كه بي‌دل شكستن و منت بشنود، خيلي وقت است عذاب مي‌كشيم از آن‌چه به نام روزگار برسرمان آمده است...

و با همه‌ي اين‌ها خيلي وقت است كه به رأفت كسي آشنا شده‌ايم كه مهرباني‌اش را حس مي‌كنيم، سلاممان را سر برنمي‌گرداند، و ما خرسنديم از حريم پاكي كه مَحرمش مولايي است كه مي‌دانيم مي‌داند و مي‌دهد و اگر ندهد باز هم با تمام وجود دوستش داريم و اين برايمان كافي است...


میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت
حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر شما مبارک باد

 

السلام عليك يا مولاي دردمندان خراسان!