تجربه در مقابل تحصیلات
«The Startup Business Doctor» را تاسیس کرده است.او و همکارانش به کارآفرینان تازهکار که کسب وکاری جدید به راه انداختهاند،خدمات مشاورهای ارائه میکنند تا آنها بتوانند به کارشان رونق بخشند.
تـــو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را , میان ربنـــــای سبـــز دستانت دعایم کن !
باز امشب میخواهم با یار و یاور همیشگی ام خلوت کنم . . .
در این حس عاشقانـــه... لذت صحبت با دوست , با یگانه ی هستی به راز و نیـــــاز بپـــــردازم. . .
تنها یاوری که هیچگـــاه از صحبت با او نا امید نشدم و تنها کسی که به راستی
حرفهای عمیق قلبــــ و روحــم را با او گفـــــــــته ام . . .
و به راستی برخـــی ناگفته ها را نمیتوان حتــــی به عزیـــز ترین و نزدیکترین کسان گفت . . .
هرچند که خیلی دوستشان بداری و راحت با آنان سخن گویی. . .
باز به سوی دوست آمده ام. . .
اما نه برای حرفهای درونیم . . . .
نه برای گریه های شور انگیز !
بلکه آمده ام برای یافتن راز هایی !
میـــدانم گــاه دوری موجــب عشــق میشــود
امــا! امــا! . . . .
اين چه رازي است ،
اين چه عشقــــي است . . . ؟!
چند روزي است كه حس و حال غريبي دارم ،
چند روزي است كه احساس ميكنم درسم ضعيف شده ،
حافظه ام ياري نميكنــــــد ،
چند روزي استـــــ كه فرمولهاي رياضــــــي به كارم نمي آيد،
ساعتـــــها ، روزهــا ، ماهـها و سالـها در كلاسهاي درس نشستم و ياد گرفتم چگونه محاسبه كنم.
چگونه از روابط طبيعي رياضي به نتايجي زيبا و روح نواز برسم
،اما حالا ديگر اين روابط به كارم نمي آيد .
شايد هم من درســـــم را خوب ياد نگرفتم،
شايد چيزهايي كه ياد گرفتم كافــــي نبود تا بتوانم محاسبه كنم ،
بتوانم بفهمم كه چگونه 18000 نامه ناديده گرفته مي شود و عددي به اين بزرگي در كجاي رياضيات
محو ميشود...؟! ، چگونه عدد «هفتاد و دو» از «سي هزار» بيشتر است ،
اين محاسبات روي كاغذ نميــــــرود . . .
هرچــــه جلوتر ميروم بيشتر شاهـــــد از بين رفتن قانـــون ها و روابـــط و محاسبات ميشـــــوم . . .
مـــگر پاهاي كودك سه ساله چقدر توان دارد تا روي خارهاي صحرا به دنبال سر بابا برود ،
چگونه بدنش تحمل كند تازيانه ي جهل را ، چگونه ببيند هركسي را كه روزي به او عشق ميورزيده و
مسجود فرشتـــگان بوده ، حال سر بر نيزه دارد ، چگونه ببيند و تاب بياورد...؟!
اين محاسبات روي كاغذ نميرود . . .
این چه رازیست در کالبد هستی که با نام حسین و ناله بر مظلومیتش، تمام گناهان بخشوده می شود.
اينها تنها گوشه اي از نشانه هايي بود كه حيرانم ميكرد و نميتوانستم محاسبه كنم اوج درد را . . .
اما زماني ميرسد كه ديگر ديوانه ميشوم ،
ديگر از توان بيرون است حتي لحظه اي تصور كردن آن كلمات ، اين چه رازي است ،
اين چه عشقــــي است . . . ؟!
یوسفــــــ زهــــــرا بیــــا
بیا وداغ زینـــــب را در غم از دست دادن برادر التیام بخش
بیـــا که حسینیان چشم براه دم مسیحاییت به سوگــــ حسیــــــن نشسته اند
محــــــــــــرم با همه شور و نوایش آمد . . . . . .
نویسنده: مسعود مکوندی

وقتـــی کـــه قـــلب هــایــمـان كوچكتـــر از غصـــههایمــان میشـــود،
وقتی نمیتوانیم اشکــــ هایمان را پشـــت پلكهایمـــان مخفـــی كنیـــم
و بغــــض هایمــــان پشت ســــر هـــم میشكـــند ...
. . . . . .


فروتنانه و متواضعانه، سر بر آستان بلند انسانهای فضیلت جو فرود آورده و صمیمانه، همدلانه و از سر سوز و محبت، خواندن این یادداشت را در فضایی فارغ از قیل و قال های زندگی روزمره، توصیه می كند ...
انسان ها و گاوها (!!!)
نوشته : دکتر فتح اله آقاسی زاده



یک تحقیق بزرگ که در کوبا انجام گرفته و در نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شده، نشان می دهد افزایش وزن و کاهش تحرک و فعالیت بدنی باعث افزایش احتمال ابتلا به امراضی مانند بیماری های قلبی، دیابت و... می شوند. از طرف دیگر افزایش میزان فعالیت بدنی و کاهش وزن می تواند ریسک ابتلا به این بیماری ها و عوارض آنها را کاهش دهد.
پایین بودن سطح سلامت روانی در افراد جامعه باعث از بین رفتن و تباهی انرژی و زمان در برخورد با مشکلات اقتصادی و در کل نبود امکان یک زندگی سالم برای افراد آن جامعه میشود.
منبع:narenji.ir ( با تکمیل و تصرف در متن اصلی )

چند روز دیگر سال جدید برای قشر محصل ما دوباره رنگ و بوی تازه ای پیدا میکند و برای غیرمحصل ها هم دوباره زمانی برای کسب علم و دانش را فراهم میکند . هدف از این مقاله کوتاه این است که در سال جدید بیاید حتی یک ذره هم که شده از پرداختن به مطالب زرد و بی ارزش کم کنیم و خودمان را بیشتر به سمت یادگیری و آموزش نزدیک کنیم .
به زبان خودم که هم خیلی شیرینه هم ساده (از خود راضی D: ) بگویم که بیاید وقتی را که میذاریم تا مطالب بیهوده و بی ارزشی را مطالعه و تماشا کنیم صرف یادگیری کنیم و بدونیم که علم دریایی است که هر قطره اش میتوند شمار را جز یک جامعه بزرگ کند . امیدوارم اون روزی رو نبینید که با نگاه به گذشتتون افسوس بخورید و آآآآآآآآآآآآآآآآه بکشید که چرا وقتتان با چیزایی هدر داده اید که الان تنها چیزی که برایتان گذاشته افسوس و پشیمانی است .
هر چند متاسفانه در ایران سایت های بسیاری به اشتباه و دلایل بسیار نادرستی از دسترس خارج شدن (مخصوصا پزشکی) اما شما بالاخره خودتان میدانید چگونه به این سایت های مفید دسترسی داشته باشید و به نوعی اون کارهایی را که انجام داده اید تا به سایت های بیهوده و بی ارزش دسترسی پیدا کنید صرف مطالعه و تماشای این سایت ها کنید . جدا از این ها در کشورمان کتاب ها ، مقالات ، مجلات و هم چنین سایت های مفید بسیاری وجود دارن که میتونید با مطالعشون یک ذره هم که شده به علم خودتان اضافه کنید . به یاد داشته باشید که انسان روزی میمیرد و لحظه مرگش حتما به گذشته اش نگاه عمیقی میکند .
بیاید وقتی به گذشتمون نگاه میکنیم به جای یاداوری لحظات با ارزشی که تلف کرده ایم ،
به گذشته ای نگاه کنیم که هر
لحظه اش صرف یادگیری و علم اندوزی بوده است .
در حل تمرین های "سیگنال ، مدار منطقی و الکترونیک " موفق باشید ... (D:)
بــیـایــد فـــراموش نکــنیم . . .
* ایـــن مـــطلــب را تــا آخـــر بــخـــوانـــید (!)


غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین
بگذار همانجا بماند


قلب شما نوعی تلمبه معجزه آساست . . .



این مطلب تکراریست اما چه سود وقتی . . .


![]()
در برخی جوامع خیلی مهم و پیشرفته دنیا، مردم خوب کوچه و بازار و در و همسایه با تحقیق شبانه روزی به این نتیجه رسیده اند که انسان ها هر کاری هم بکنند بالاخره یک جای کارشان می لنگد ...
ما هم در راستای این کشف بزرگ بشری، تستی آماده کرده ایم تا بدانید و آگاه باشید که به نظر این عزیزان، کجای کار شما می لنگد؟
البته امیدواریم شما دوست عزیزی که این مطلب رو می خونید بیشتر از اینکه درگیر اینجور ایراد گیری ها باشید، به میانه رو بودن و تفکر منطقی بهای بیشتری بدهید.



و رسالت من این خواهد بود.........
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم ..................
******************************************
دروغ در اصطکاک با واقعیت فرسوده می شود ....
کافیست رسانه ی حقیقت باشید (!!!)


نخــــند کــه دنیــا ارزشش را نــدارد کــه تــو بــه خردتــرین رفتــارهای نابجــای آدمــها بــخندی !
کــه هرگــز نمیــدانی آنهــا چـه دنیــای بــزرگــ و پــر دردسری دارنــد !
آدمــهایی کــه هــر کــدام بــرای خــــود و خانواده شــان هــمه چیــز و همه کــسند !
آدمــهایی کــه بــخاطر روزیــشان تقــــلــا میـــکنند . . . .
. . . . .

