تجربه در مقابل تحصیلات

«آرنولدندلر» یکی از کارآفرینان موفق و با سابقه است که شرکت
«The Startup Business Doctor» را تاسیس کرده است.او و همکارانش به کارآفرینان تازه‌کار که کسب وکاری جدید به راه انداخته‌اند،خدمات مشاوره‌ای ارائه می‌کنند تا آنها بتوانند به کارشان رونق بخشند.


 

سال‌ها قبل،دوستی داشتم که بسیار باهوش بود...

ادامه نوشته

اين چه رازي است اين چه عشقــــي استــــ . . . ؟!

تـــو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را , میان ربنـــــای سبـــز دستانت دعایم کن !

باز امشب میخواهم با یار و یاور همیشگی ام خلوت کنم  . . .

در این حس عاشقانـــه... لذت صحبت با دوست , با یگانه ی هستی به راز و نیـــــاز بپـــــردازم. . . 

تنها یاوری که هیچگـــاه از صحبت با او نا امید نشدم و تنها کسی که به راستی

حرفهای عمیق قلبــــ  و روحــم را با او گفـــــــــته ام . . . 

و به راستی برخـــی ناگفته ها را نمیتوان حتــــی به عزیـــز ترین و نزدیکترین کسان گفت . . .

هرچند که خیلی دوستشان بداری و راحت با آنان سخن گویی. . . 

باز به سوی دوست آمده ام. . . 

اما نه برای حرفهای درونیم . . . .

نه برای گریه های شور انگیز !

بلکه آمده ام برای یافتن راز هایی !

میـــدانم گــاه دوری موجــب عشــق میشــود

امــا! امــا! . . . .


اين چه رازي است ،

اين چه عشقــــي است . . . ؟!


چند روزي است كه حس و حال غريبي دارم ،

چند روزي است كه احساس ميكنم درسم ضعيف شده ،

حافظه ام ياري نميكنــــــد ،

چند روزي استـــــ كه فرمولهاي رياضــــــي به كارم نمي آيد،

ساعتـــــها ، روزهــا ، ماهـها و سالـها در كلاسهاي درس نشستم و ياد گرفتم چگونه محاسبه كنم.

چگونه از روابط طبيعي رياضي به نتايجي زيبا و روح نواز برسم

،اما حالا ديگر اين روابط به كارم نمي آيد .

شايد هم من درســـــم را خوب ياد نگرفتم،

شايد چيزهايي كه ياد گرفتم كافــــي نبود تا بتوانم محاسبه كنم ،

بتوانم بفهمم كه چگونه 18000 نامه ناديده گرفته مي شود و عددي به اين بزرگي در كجاي رياضيات

محو ميشود...؟! ، چگونه عدد «هفتاد و دو» از «سي هزار» بيشتر است ،

اين محاسبات روي كاغذ نميــــــرود . . .
هرچــــه جلوتر ميروم بيشتر شاهـــــد از بين رفتن قانـــون ها و روابـــط و محاسبات ميشـــــوم . . .

مـــگر پاهاي كودك سه ساله چقدر توان دارد تا روي خارهاي صحرا به دنبال سر بابا برود ،

چگونه بدنش تحمل كند تازيانه ي جهل را ، چگونه ببيند هركسي را كه روزي به او عشق ميورزيده و

مسجود فرشتـــگان بوده ، حال سر بر نيزه دارد ، چگونه ببيند و تاب بياورد...؟!

اين محاسبات روي كاغذ نميرود . . .


این چه رازیست در کالبد هستی که با نام حسین و ناله بر مظلومیتش، تمام گناهان بخشوده می شود.

اينها تنها گوشه اي از نشانه هايي بود كه حيرانم ميكرد و نميتوانستم محاسبه كنم اوج درد را . . .

اما زماني ميرسد كه ديگر ديوانه ميشوم ،

ديگر از توان بيرون است حتي لحظه اي تصور كردن آن كلمات ، اين چه رازي است ،

اين چه عشقــــي است . . . ؟!


یوسفــــــ زهــــــرا بیــــا


بیا وداغ زینـــــب را در غم از دست دادن برادر التیام بخش

بیـــا که حسینیان چشم براه دم مسیحاییت به سوگــــ حسیــــــن نشسته اند


محــــــــــــرم با همه شور و نوایش  آمد . . . . . .

 هر که دارد هوس کربُ بلا بسم ا....


نویسنده: مسعود مکوندی


                 السلام علیک یااباعبدالله الحسین(ع)

وقتی که ...

وقتـــی کـــه قـــلب‌ هــایــمـان‌ كوچك‌تـــر از غصـــه‌هایمــان‌ میشـــود،

وقتی نمیتوانیم‌ اشکــــ هایمان ‌را پشـــت‌ پلك‌هایمـــان‌ مخفـــی كنیـــم‌ 

و بغــــض هایمــــان ‌پشت‌ ســــر هـــم‌ میشكـــند ...

  . . . . . .

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

مرثیه ای برای انسانیت

فروتنانه و متواضعانه، سر بر آستان بلند انسانهای فضیلت جو فرود آورده و صمیمانه، همدلانه و از سر سوز و محبت، خواندن این یادداشت را در فضایی فارغ از قیل و قال های زندگی روزمره، توصیه می كند ...

انسان ها و گاوها (!!!)

نوشته : دکتر فتح اله آقاسی زاده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

چگونه بحران اقتصادی باعث افزایش سلامتی میشود !

یک تحقیق بزرگ که در کوبا انجام گرفته و در نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شده، نشان می دهد افزایش وزن و کاهش تحرک و فعالیت بدنی باعث افزایش احتمال ابتلا به امراضی مانند بیماری های قلبی، دیابت و... می شوند. از طرف دیگر افزایش میزان فعالیت بدنی و کاهش وزن می تواند ریسک ابتلا به این بیماری ها و عوارض آنها را کاهش دهد. 


اما چیزی که این تحقیق را جالب می کند، استفاده محققین از یک واقعه تاریخی-اقتصادی است که خود به خود یک پژوهش اجتماعی-بهداشتی را رقم زده است. این واقعه تاریخی، بحران اقتصادی شدید کوبا در سالهای دهه نود بود، که باعث شد بسیاری از مردم کوبا وزن از دست بدهند و به کارهای طاقت فرسا و بدنی روی بیاورند. در اثر این تغییرات که بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ میلادی اتفاق افتاد، هر کوبایی بطور متوسط ۵.۵ کیلوگرم وزن کم کرد و حدود ۸۰ درصد مردم کوبا از نظر جسمی فعال به حساب می آمدند. 

اما به دنبال بهبود معیشت و وضع اقتصادی مردم کوبا در خلال سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۰ این وضع برگشت و هر کوبایی بطور متوسط ۹ کیلوگرم چاق تر شد و در سال ۲۰۱۰ تنها ۵۵ درصد مردم از نظر جسمی فعال به حساب می آمدند. 

همراه با این تغییرات، وضع سلامتی مردم هم فراز و نشیبی را تجربه کرد. به شکلی که در سالهای نخست دهه نود و به دنبال بحران اقتصادی، میزان ابتلا به دیابت ۵۳ درصد کاهش داشت و از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۶ هر سال نیم درصد از میزان مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی کم می شد. 

اما از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۲ میزان مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی بطور متوسط سالیانه شش و نیم درصد افزایش نشان داد و میزان ابتلا به دیابت هم تا سال ۲۰۰۶ به رشد ۱۴۰ درصدی رسید. 

پژوهشگران معتقدند بحران اقتصادی از راههای دیگری هم به بهبود سلامت کوبایی ها در آن سالها کمک کرده است. مثلا گرانی سیگار و در نتیجه کاهش مصرف دخانیات، یا گرانی گوشت و کاهش مصرف گوشت قرمز و روی آوردن به غذاهای گیاهی می توانند از دیگر دلایل افزایش تندرستی کوبایی ها در سالهای بحران باشند. 

البته به گفته ی پژوهشگران نمیتوان این مسعله را برای کشور های بحران زده ی دیگر مصداق دانست. چراکه مشکلات اقتصادی در جامعه باعث کاهش سلامت روانی افراد و به طبع آن بروز مشکلاتی در سطوح مختلف جامعه از قبیل افسردگی و پرخاشگری در فرد و یا مشکلاتی که بخاطرتحمل بار فشار های اقتصادی در خانواده به وجود می آید میشود.

پایین بودن سطح سلامت روانی در افراد جامعه باعث از بین رفتن و تباهی انرژی و زمان در برخورد با مشکلات اقتصادی و در کل نبود امکان یک زندگی سالم برای افراد آن جامعه میشود.

منبع:narenji.ir ( با تکمیل و تصرف در متن اصلی )

مطالب زرد را فراموش کنیم !

شمارش معکوس برای باز شدن دوباره مدرسه ها و دانشگاها در سال جدید آغاز شده و دوباره به فضای علمی کشور برمی گردیم و(  بقول خودمان"از بی برنامه بودن !") به خصوص اینکه تا امتحانات و مهمتر از آن کنکور چیز زیادی نمانده و چه قبول کنید چه نکنید همین امتحانات (مخصوصا سیگنال و الکترونیک و شایدم مدار ) و کنکور و مدرسه هستن که سرنوشت شما را خواهند ساخت ، شاید الان فکر کنید این درساها یا کتاب هایی که میخوانید چه فایده ای دارند ، حالا من با بعضی کتاب ها کار ندارم اما خیلی ها را دیدم که حتی از درسایی مثل ریاضی و فیزیک هم به بی ارزشی یاد میکنند (!)

مطالب زرد رو فراموش کنیم

چند روز دیگر سال جدید برای قشر محصل ما دوباره رنگ و بوی تازه ای پیدا میکند و برای غیرمحصل ها هم دوباره زمانی برای کسب علم و دانش را فراهم میکند . هدف از این مقاله کوتاه این است  که در سال جدید بیاید حتی یک ذره هم که شده از پرداختن به مطالب زرد و بی ارزش کم کنیم و خودمان را بیشتر به سمت یادگیری و آموزش نزدیک کنیم .

به زبان خودم که هم خیلی شیرینه هم ساده (از خود راضی  D: ) بگویم که بیاید وقتی را که میذاریم تا مطالب بیهوده و بی ارزشی را مطالعه و تماشا کنیم صرف یادگیری کنیم و بدونیم که علم دریایی است که هر قطره اش میتوند شمار را جز یک جامعه بزرگ کند . امیدوارم اون روزی رو نبینید که با نگاه به گذشتتون افسوس بخورید و آآآآآآآآآآآآآآآآه بکشید که چرا وقتتان با چیزایی هدر داده اید که الان تنها چیزی که برایتان گذاشته افسوس و پشیمانی است .

هر چند متاسفانه در ایران سایت های بسیاری به اشتباه و دلایل بسیار نادرستی از دسترس خارج شدن (مخصوصا پزشکی) اما شما بالاخره خودتان میدانید چگونه به این سایت های مفید دسترسی داشته باشید و به نوعی اون کارهایی را که انجام داده اید تا به سایت های بیهوده و بی ارزش دسترسی پیدا کنید صرف مطالعه و تماشای این سایت ها کنید . جدا از این ها در کشورمان کتاب ها ، مقالات ، مجلات و هم چنین سایت های مفید بسیاری وجود دارن که میتونید با مطالعشون یک ذره هم که شده به علم خودتان اضافه کنید . به یاد داشته باشید که انسان روزی میمیرد و لحظه مرگش حتما به گذشته اش نگاه عمیقی میکند .

بیاید وقتی به گذشتمون نگاه میکنیم به جای یاداوری لحظات با ارزشی که تلف کرده ایم ،

به گذشته ای نگاه کنیم که هر لحظه اش صرف یادگیری و علم اندوزی بوده است .


 در حل تمرین های "سیگنال ، مدار منطقی و الکترونیک " موفق باشید ... (D:)

تــــــــــــ92ـــــورم

بــیـایــد فـــراموش نکــنیم . . .


* ایـــن مـــطلــب را تــا آخـــر بــخـــوانـــید (!)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

دلت را بتکان ...

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

معجزه قلب

قلب    شما نوعی تلمبه معجزه آساست . . .

S A L I  J O O N

ادامه نوشته

تا حالا این همه دانشمند کنار هم دیده اید؟

پنجمین کنفرانس سالوی که در اکتبر 1927 / مهر 1306 در بروکسل بلژیک برگزار شد، میزبان بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان آن روزگار بود و عکس دسته‌جمعی این گروه، مشهورترین عکس دنیای فیزیک لقب گرفته است.

موسسه بین‌المللی فیزیک و شیمی سالوی (Solvay) در سال 1912 در بروکسل بلژیک و پس از برگزاری نخستین کنفرانس بین‌المللی سالوی در 1911 تاسیس شد. این موسسه در نیمه اول قرن بیستم بسیار مشهور بود و کنفرانس‌های بین‌المللی آن که هر چند سال یک‌بار برگزار می‌شد، شاهد دستاوردهای بسیار بزرگی بود.

مشهورترین این کنفرانس‌ها، پنجمین کنفرانس سالوی بود که در اکتبر 1927 / مهر 1306 با موضوع الکترون‌ها و پروتون‌ها برگزار شد. از 29 نفر فیزیک‌دان حاضر در کنفرانس، 17 نفر برنده جایزه نوبل شده بودند (یا در سال‌های بعد از کنفرانس برنده این جایزه شدند). موضوع این کنفرانس، بحث و بررسی در مورد نظریه کوانتومی بود که به‌تازگی ارایه شده بود و اصل عدم‌قطعیت هایزنبرگ به موضوع بحث داغ بین آلبرت اینشتین و نیلز بوهر تبدیل شده بود. اینشتین می‌گفت «خدا تاس نمی‌اندازد» و نیلز بوهر جواب می‌داد: «بس کن! به خدا نگو که چه‌کار کند». برای آن‌که بفهمید پس از این هشتاد سال، این بحث به نفع چه کسی به پایان رسید،

حاضران در عکس، از راست به چپ
ردیف سوم (ایستاده): لئون بریلوئین - رالف فاولر - ورنر هایزنبرگ (نوبل فیزیک 1932) - ولفگانگ پائولی (نوبل فیزیک 1945) - ژولز امیل ورشافلت - اروین شرودینگر (نوبل فیزیک 1933)- تئوفیل دی‌داندر-ادوارد هرزن - پل اهرنفست- امیل هنریوت- آگوست پیکارد

ردیف دوم: نیلز بوهر (نوبل فیزیک 1922) - مکس بورن (نوبل فیزیک 1954) - لوییس دی‌بروگلی (نوبل فیزیک 1929) - آرتور کامپتون (نوبل فیزیک 1927) - پل دیراک (نوبل فیزیک 1933) - هنریک کرامرز - ویلیام براگ (نوبل فیزیک 1915) - مارتین نادسن - پیتر دبیه (نوبل شیمی 1936)

ردیف اول: اوون ریچاردسون (نوبل فیزیک 1928) - چارلز ویلسون (نوبل فیزیک 1927) - چارلز گویه - پل لانگه‌وین - آلبرت اینشتین (نوبل فیزیک 1921) - هنریک لورنتز (نوبل فیزیک 1902) - ماری کوری (نوبل فیزیک 1903 و نوبل شیمی 1911) - مکس پلانک (نوبل فیزیک 1918) - اروینگ لنگ‌مویر (نوبل شیمی 1932)

حکایـت جـاری مـن، تـو، او


هر روز از كنار مردمانی می گذریم كه یا من اند یا تو و یا او ؛
و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه تقصیرهای او همگی از آن اوست ...

این مطلب تکراریست اما چه سود وقتی . . .

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

حالا مقصر کیه ؟؟؟؟!!!!!!

 حالا مقصر کیه ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟
میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است .
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد .
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد .
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن .
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد.پس خیاط پارچه را به زن داد .
سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد
و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم
و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم
و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد .
و اطلاعات دیگری از شیطان نداریم .

                                                                                                          

امان از حرف مردم!


در برخی جوامع خیلی مهم و پیشرفته دنیا، مردم خوب کوچه و بازار و در و همسایه با تحقیق شبانه روزی به این نتیجه رسیده اند که انسان ها هر کاری هم بکنند بالاخره یک جای کارشان می لنگد ...

ما هم در راستای این کشف بزرگ بشری، تستی آماده کرده ایم تا بدانید و آگاه باشید که به نظر این عزیزان، کجای کار شما می لنگد؟

البته امیدواریم شما دوست عزیزی که این مطلب رو می خونید بیشتر از اینکه درگیر اینجور ایراد گیری ها باشید، به میانه رو بودن و تفکر منطقی بهای بیشتری بدهید.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

گلواژه های ماندگار

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

خاطره ................

و رسالت من این خواهد بود.........

تا دو استکان چای داغ را

از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم ..................

******************************************

 

حالم بده . . .

 دروغ  در اصطکاک با واقعیت فرسوده می شود ....

 کافیست رسانه ی حقیقت باشید (!!!)


 

ادامه نوشته

اندیــشه کن امــا نخــــند!


نخــــند کــه دنیــا ارزشش را نــدارد کــه تــو بــه خردتــرین رفتــارهای نابجــای آدمــها بــخندی !

کــه هرگــز نمیــدانی آنهــا چـه دنیــای بــزرگــ و پــر دردسری دارنــد !

آدمــهایی کــه هــر کــدام بــرای خــــود و خانواده شــان هــمه چیــز و همه کــسند !

آدمــهایی کــه بــخاطر روزیــشان تقــــلــا میـــکنند . . . .

. . . . .

http://up.clip2ni.com/i/images/noyoiuulsjns5cijgs9y.jpg

http://daftareshghe.com/wp-content/uploads/more.gif

ادامه نوشته